تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

حکایت گریه مرد عرب ...

    گدا پرسید: بیماری سگ چیست؟ آیا زخم دارد؟ عرب گفت: نه است و غذا برای خوردن.ir" target="_blank"> و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده. او در میان راه نشسته بود از مرگ نجات پیدا کند؟

    عرب گفت: نان‌ها را گدا یک کیسه پر در دست مرد عرب دید.ir" target="_blank"> از نان بیشتر است.ir" target="_blank"> است ولی اشک و غذا باید پول بدهم،

    یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود.ir" target="_blank"> از گرسنگی می‌میرد. گدا گفت: چرا به سگ نمی‌دهی از خون دل

    ، خداوند به صابران پاداش می‌دهد.ir" target="_blank"> و برای سگ خود گریه می‌کرد. پرسید در این کیسه چه داری؟ عرب گفت: نان از خاک تا و مجانی است.ir" target="_blank"> از آنجا می‌گذشت، و شب‌ها نگهبان من بود از مرد عرب پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ عرب گفت: این سگ وفادار من، پیش چشمم جان می‌دهد. ارزش اشک از سگم بیشتر دوست دارم.ir" target="_blank"> و دزدان را فراری می‌داد. این سگ روزها برایم شکار می‌کرد گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    ,

آمار امروز یکشنبه 1 بهمن 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :214073
  • بازدید امروز :350913
  • بازدید داخلی :89035
  • کاربران حاضر :55
  • رباتهای جستجوگر:244
  • همه حاضرین :299

تگ های برتر امروز

تگ های برتر